SORROW
من همیشه از آغاز خواندم و تو از پایان.
اما دریغ
چه فرقی میکند، درد را از کدامین سو بخوانی.
شنبه 31 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
STUpiDIty
- بابایی، مدرسه ها داره شروع میشه. من نه لباس دارم نه دفتر و خودکار. کیفم هم تو این چند سال دیگه پاره شده. خجالت میکشم ببرمش. باباجون ما تو خونه مون هیچی نداریم.
> خفه شو پسر دلبندم! عوضش ما انرژی هسته ای داریم. میفهمی؟ فکر نمیکنم عقلت به این چیزها برسه. انرژی هسته ای داریم! فهمیدی یا شیرفهمت کنم؟
پنجشنبه 29 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
نمی دانم
چشم دیدنش را ندارد
یا
چشم دیدنش را
چهارشنبه 28 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
- ترسیدم راستشو بگم، دیگه دوسم نداشته باشی.
> تازه شدی مثل خودم. دوسِت دارم.
سه شنبه 27 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
deSTInyای مردم به مشیت الهی ایمان داشته باشید.
خدا که خودش مستقیم وارد عمل نمیشود.
اگر تقدیر بر این باشد، که گند بخورد به وضع مملکت،
قطعا خدا توسط احمـ.ـدی نـ.ـژاد این کار را خواهد کرد.
و اگر تقدیر بر اصلاح و سامان گرفتن جامعه باشد،
گروهی مناسب ِ این کار بر سر کار خواهد آورد.
دوشنبه 26 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
PERsoN-rELAted prices
- ببخشيد آقا قيمت اين لباس خواب چنده؟
> قابلی نداره. این ممممم ... برای شما در میآد بیست و پنج هزار تومن!
- برای من این قیمت درمیآد؟ چرا مگه من چمه؟
> خواهشمیکنم.هیچی. اگه چهتون باشه که ارزونتر هم حساب میکنم!
یکشنبه 25 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
husBIND
- لیلا جون بیا بشین اومدم ببینمت. وای این چه سگ نازیه. مال خودته؟
> آره. اسمش پودیه. چند ساله تو این آپارتمان با سگم زندگی میکنم.
تو چی کار میکنی؟
- خوبم شکر خدا. منم با شوهرم زندگی میکنم !
شنبه 24 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
- غلط کردی. کور خوندی. اون ممه رو لولو خورد.
> عجب لولوی بی چشم و رویی بوده !
جمعه 23 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
- خدا خیرشون بده لااقل یه مستراح ساختند.
> جدا"؟ خب یه دستشویی تو خیابون خیلی لازم بود. حالا کجا ساختن؟
- ته همین خیابون رو که بپیچی سمت راست، سر دولت !
پنجشنبه 22 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
CANtankEROUS
¤ آب حوض رو میشه با استکان خالی کرد،
مــیـشـه بــا لــیــوان، مــیـشــه بــا پــارچ.
ولی یه راه حلشـم اینه کـه در چاه رو برداری.
این طوری خودشم نمـیفـهمه از کجا خـورده!
چهارشنبه 21 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
PROverb
- راستی اون دختره که دیروز شماره شو گرفتی، چی شد؟
> هیچی بابا. فعلاً تو آب نمک خوابوندمش!
- جانــنــنــن ؟؟؟!!
سه شنبه 20 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
A miLK-PEREFERreD GUY
> بین اینکه کلّهم بوی قرمه سبزی بده یا دهنم بوی شیر بده،
من دومی رو ترجیح میدم!
- خیلی بی ادبی، خجالت بکش! دیگه به من زنگ نزن.
دوشنبه 19 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
عزیزم اون آقاهه رو میبینی؟
اون قرار بود بابای بچه هام بشه!
شنبه 17 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
NATional securiTYحسنی به مکتب نمیرفت
فقط میرفت دختر بازی !
حسنی نگو
يه دسته گل !
پ.ن. : آخر سر هم امنیت اجتماعی حسنی را بازداشت کرد
و ازش تعهد گرفت که از این به بعد بهتر است به مکتب برود !
جمعه 16 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
یعنی واقعا اینقدر شانسیست؟
اينكه X در سر راهش در يك لحظه به يك X ديگر بخورد يا يك Y
میتواند تمام زندگی و آينده و روحيات و هستی يك آدم را مشخص کند؟!
آمدیم و درست در لحظه ای که میخواهد این X به Y برسد،
یهو یک تکانی حاصل شد! و Y از مرحله پرت و X جديدی سرراه سبز شد!
تكليف چيست؟ به همين راحتی تمام؟
خدايا هنوز معادلاتت ایکس و ایگرگ دارند،
چطور است اول خودت حلشان كنی، بعد بفرستیشان پايين!
پنجشنبه 15 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
هر چیزی آداب و اصولی دارد، روشی دارد.
همین جوری که نمیشود، مهارت میخواهد. باید خبرۀ این کار باشی!
حتی گه خوردن هم باید بر طبق قاعده اش انجام گیرد !
سه شنبه 13 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
دفعه پیش که مُردم، خدا کامل ریستم نکرد.
هنوز یک چیزهایی از زندگیهای گذشته ام، یادم مانده.
هنوز برخی از آدمها را که ندیدهام با اولین برخورد میشناسم.
در اولین تجربه هایم، کاملا حرفه ای عمل میکنم!
انگار بارها انجامشان داده باشم! معاشقه، نصیحت، ...
و هنوز احساس میکنم پیرتر از موهای سپیدم هستم.
دوشنبه 12 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
OVERTAKE
قانون سبقت جاده:
اگر چسبیده به ماشین جلویی حرکت کنی،
نه دید ِکافی داری و نه میتوانی به شتاب لازم برسی.
به محض خروج از مسیر خود، احتمال فاجعه برخورد با ماشینی از روبروست.
همیشه کمی با فاصله برو
که هر وقت خواستی، در یک لحظه با سرعت بیایی و گذر کنی.
یکشنبه 11 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
خدایا بیهوده است اگر دعا کنم عقل و شعور زنان را بیشتر کنی.
اما بار الها از شعور مردان بکاه
تا از این تعارضها کمتر عذاب بکشند و رنج برند!
شنبه 10 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
! very love
- عزیزم، از ته دلم دوسِت دارم. از ته ِ ته ِ دلم.
> راست میگی؟ خیلی خوشحالم.
- یعنی میدونی از خیلی ته دلم دوست دارم، از اون آخر ِ ته مَه هاش!
جمعه 9 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
¤ بی خود تلاش نکن.
به هزار ترفند و و عشوه هم متوسل نشو.
همه راهها را بستهام. گول تو را هم نمــیخورم.
زبــــــــان نوشتـــــــاری را انــــگـــلیـســــــی کـن،
حالا به حروف فارسی نگاه کن و بنویس:
مُخ زن
می بینی؟
lock شده!
پس برو پی کارت.
پنجشنبه 8 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
SOHRAB SEPEHRI
« جور دیگر باید دید ...
زیر باران باید با زن خوابید »
من گفتم این سهراب مورد دارد ها.
ناکس یک جایی کمین کرده، زیر بارانیها را دید میزند!
مکان: کارگاه ِ برداشت آزاد
جور دیگر باید با زن خوابید!
دوشنبه 5 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
عزیزم، من فقط برای سه دقیقۀ تلفن پول داشتم.
هرچقدر حساب کردم دیدم نمیتوانم در آن مدت حرفهایم را کامل بهت بزنم.
نتوانستم زنگ بزنم، به جایش با آن پول رفتم از این الاغهایی که بالا و پایین میروند سوار شدم.
دوستت دارم!
یکشنبه 4 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
DIFFERENCE
- آدمها دو دسته اند یا «
پیش افتاده » اند یا «
پیش پا افتاده »
> راست میگویی، همیشه این پا که میاید وسط، باعث تفاوت میشود!
جمعه 2 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.
هر بار به خودم میگویم: این دفعه نفهمیهایش را یادت نگه دار، دیدی چه کرد؟ نشود دوباره با یک خنده و روی خوش ِساختگی خام شوی و همه چیز یادت رود.
و آن دوبارههای کذایی فرا میرسند تا من از « درس عبرت » هیچگاه نمره قبولی نیاورم.
این سیکل،
مرا میکاهد.
پنجشنبه 1 شهریور1386
،
هیچ کس نوشته است.