WhILEبه فرض دستهایت هم چند دقیقهای در دستان من باشند؛
به فرض نگاهت هم چند لحظهای در نگاهم باشد؛
به فرض سرت هم اندکی روی شانهام باشد؛
به فرض بارانیات هم روی دوشم باشد؛
وقتی محبتت در قلبم نیست.
یکشنبه 28 بهمن1386
،
هیچ کس نوشته است.
THE HOUSE OF SAND FOG
« ا »
هم اولِ اعداد است و
هم اولِ الفبا.
هم ازل و هم ابد.
آوای سکوت اینجا هم ضجه دلخراشی است که با همین صدای آ، به گوش میرسد.
با همۀ اینها، من یک بودنِ « ا » را دوستتر دارم.
درست مثل یک سالگی ِ
خانه ای از شن و مه
دوشنبه 22 بهمن1386
،
هیچ کس نوشته است.
SELf respECTلطفاً یکی بلند شود و جایش را به من بدهد!
همیشه حرفِ کاف ملموس تر است.
حالا هم که هیچ کرهخری بلند نشد ما هم اصلا «ی» نخواستیم.
احترام هم سرمان نمیشود؛ جایـش ! اوه چه لفظ قلم!
لطفاً یکی بلند شود و ...
سه شنبه 16 بهمن1386
،
هیچ کس نوشته است.
exclude doubtراستی همین حالا که وقت خنده و شادیمان است بگویم:
اگر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی،
حتماً برو. بیمعطلی !
چون نمیبایست کار به شک میکشید، که بیاندیشی یا نیاندیشی.
همان لحظۀ شک، کار تمام است.
دوشنبه 1 بهمن1386
،
هیچ کس نوشته است.