
روز - داخلی - دفتر نشریه
> یک مقدار از سوابق کاریتون بفرمایید.
: من قبلا دو تا وبلاگ داشتم که یکیش هک شد. الان هم تو « تنهاترین دلسوخته غمگین غربت غار دلتنگی دات بلاگفا دات کام » دارم مینویسم. برام زیاد کامنت میذارن. بعضی وقتا بچهها تو گوگل ریدر هم شـِـیر میکنن.
پینوشت: فکر میکردم آبینویس «¤» پسورد اینجا را فراموش کردهاست!
روز - خارجی - پشت چراغ قرمز
زن و شوهر در ماشین طوسی رنگِ کناری، ساکت نشستهاند. نگاهشان میکنم، میشناسمش ...
توی دلم: «آخه گوساله، نه واقعاً میخوام بدونم این عنتر چیش از من سَرتر بود؟»
....
چراغ سبز میشود.
کارَت نباشد،
تو فقط اینجا باش
من ماه را هم خاموش میکنم.
لعنت به این فیلی که بدموقع یاد هندوستان میکند.
وقت پیدا کردهای فیل جان؟
باید این فیل وقتنشناس ِ نسناس را یک بار بدهم با هواپیما بفرستند هندوستان تا دیگر از این خودشیرینیها برایم درنیاورد.
چه حالی میدهد سرم را از پنجره ماشین بیرون بیاورم تا هوای داغ تابستان بخورد به صورتم و بپیچد توی تن و بدنم و تمام سلولهایم از این لذت مستکننده مدهوش شوند.