

BLIND
نمیدانم اثر عشقهای آتشین است، یا شهوتهایی با حداکثر سطح تماس و بیشترین ناحیۀ ممکن آنهم در ملأ عام، یا ترس از افتادن است، که دخترهای بر ترکِ موتور نشسته را چنین به پسرها میچسباند.
هرچه هست دیدن این صحنه را خیلی دوست دارم. درست مثل یک راکون که با تمام وجودش به ساقه باریکی چسبیده باشد و مدام در باد تکان بخورد. مخصوصا وقتی دختر چشمهایش را میبندد، سرش را به یک طرف برمیگرداند و صورتش را میچسباند به پشت سر پارتنرش و دستهایش را هم به محکمترین شیوۀ ممکن قلاب می کند دور او!
احساس میکنم کافی است یک مقدار از آن قید و بست ها را شل کند تا همه چیز به طرفةالعینی به فنا رود: عشق، شهوت و ترس!